العلامة المجلسي

94

حياة القلوب ( فارسي )

در ميان دو كتف اوست دو سطر نوشته است : سطر أول « لا اله الّا اللّه » ، سطر دوم « محمّد رسول اللّه » ، وحق تعالى مادر وپدرش هر دو را به رحمت خود برده است وجدّ وعمّ آن حضرت أو را تربيت مىنمايند ، ودر كتابهاى بني إسرائيل وصف أو از ماه شب چهارده روشنتر است ، وحق تعالى گروهى از ما يعنى أهل يمن را ياور أو خواهد گردانيد ، ودوستانش را به أو عزيز ودشمنانش را به أو خوار خواهد كرد ، وبتها را خواهد شكست وآتشكده‌ها را خاموش خواهد كرد ، گفتار أو حكمت است وكردار أو عدالت ، وامر مىكند به نيكى وبعمل مىآورد آن را ، ونهى مىكند از بدى وباطل مىگرداند آن را ، واگر نه آن بود كه مىدانم كه پيش از بعثت أو وفات خواهم يافت هرآينه با لشكر خود بسوى مدينه مىرفتم كه پايتخت أو خواهد بود تا أو را يارى كنم ، واگر نه ترس بر أو داشتم كه دشمنان أو را ضايع كنند هرآينه امر أو را ظاهر مىكردم ودر اين وقت طوايف عرب را بسوى أو دعوت مىنمودم ، وگمان دارم كه تو جدّ أو باشى . عبد المطّلب گفت : بلى اى پادشاه ، منم جدّ أو . پادشاه گفت : خوش آمدى وما را شرفها به قدوم خود بخشيده‌اى ، وتو را گواه مىگيرم بر خود كه من ايمان آورده‌ام به أو وبه آنچه أو از جانب پروردگار خود خواهد آورد ؛ وسه مرتبه با نهايت درد آه كشيده وگفت : چه بودى اگر زمان أو را درمىيافتم وجان در يارى أو مىباختم ؟ پس سعى نما در حراست وحمايت أو كه أو را دشمنان بسيار است خصوصا يهود كه عداوت ايشان از همه بيشتر است ، واز قوم خود در حذر باش كه حسد مىبرند بر أو وآزارها از ايشان به أو خواهد رسيد . وعبد المطّلب در ريش سيف موهاى سفيد بسيار مشاهده نمود . پس آن حضرت را مرخّص نمود وگفت : فردا با ياران خود به مجلس عام حاضر گرديد تا شما را به اكرام خود مخصوص گردانم . پس روز ديگر خود را مزيّن وخوشبو ساخته به مجلس أو داخل شدند وايشان را گرامى داشت وعبد المطّلب را به مزيد اكرام مخصوص گردانيد ونزديك خود نشانيد ، پس عبد المطّلب گفت : اى پادشاه ! ديشب در ريش تو موهاى سفيد ديدم كه امروز نمىبينم . سيف گفت : من خضاب مىكنم . گويند أو أول كسى بود كه خضاب كرد .